آیا امام علی علیه السلام با ابوبکر بیعت کرد؟
از نظر شيعه، اميرمؤمنان هرگز با احدي بيعت نکرده است، زيرا خود را خليفه منصوص خدا مي دانست، ولي آنگاه که ديد زمام امور به دست غير او افتاد، وظيف? خود تشخيص داد که در مواردي آنها را ارشاد کرده و راهنمايي نمايد، زيرا در کلام خود مي گويد:
«ديدم اگر به دنبال گرفتن حق خويش باشم، همين اسلام موجود نيز از ميان مي رود».
آنگاه همراهي را لازم ديد که برخي از اعراب از پرداخت زکات سرپيچي کردند، در اين موقع وظيفه اي جز سکوت و همراهي نداشت، ولي در موارد لازم پرده را کنار زده، از حقانيت خود دفاع نموده است، ولي از نظر روايات اهل سنّت، اميرمؤمنان، پس از درگذشت فاطمه زهرا بيعت نمود. ولي حضرت فاطمه تا جان در بدن داشت، با ابي بکر سخن نگفت و از او خشمگين بود.
ما فرض مي کنيم که حضرت علي پس از درگذشت فاطمه با خليفه بيعت کرد ولي تمام محدثان و عالمان اتفاق نظر دارند که حضرت فاطمه تا آخر عمر بيعت نکرد بلکه از آنان روي گردان بود.
ابن حجر در شرح صحيح بخاري نقل مي کند «فاطمه بر ابي¬بکر خشم گرفت، و از او دوري جست تا آن که پس از شش روز از دنيا رفت، همسرش علي بر او نماز گزارد، و به ابي بکر خبر نداد.
اکنون سؤال مي شود دخت گرامي پيامبر که به حکم روايت بخاري بهترين زنان جهان بود، طبعاً چنين زني، معصومه و يا تالي تلو معصوم خواهد بود، چرا با ابي بکر بيعت نکرد؟
اگر واقعاً خلافت ابي بکر، خلافت مشروعي بود، چرا دخت گرامي او نسبت به وي خشمگين بود؟ کمي روشنتر سخن بگويم پيامبر گرامي فرموده است:
« من مات و لم يکن في عنقه بيعه امام فقد مات ميته جاهليه».
«هر کس بميرد در حالي که با امامي بيعت نکرده باشد، مرگ او مرگ جاهليت است».
اکنون بايد يکي از اين دو سؤال پاسخ گفته شود.
1. دخت گرامي پيامبر با ابي بکر بيعت نکرد و بيعت امامي را بر گردن نداشت، پس آيا نعوذبالله مرگ او مرگ جاهليت بود؟
2. يا آن کسي که خود را امام زمان معرفي مي کرد امام واقعي نبود، بلکه بر جايگاه امام واقعي نشسته بود. هرگز نمي توان، شق اول را انتخاب کرد، زيرا دخت گرامي پيامبر همان بانويي است که خداوند او را از هر رجسي تطهير کرده و پيامبر در حق او فرموده است: «فاطمه سيده نساء أهل الجنه».
و نيز درباره او فرموده است: «يا فاطمه إنّ الله يغضب لغضبک و يرضي لرضاک».
بنابراين، بايد گفت:او طاهره مطهره است و هرگز بر خلاف فرمان رسول خدا عمل نکرده است.
طبعاً دو نتيجه مي گيريم:
1.آن کس که با او بيعت نکرد، امام واقعي نبوده و چون زهرا بدون بيعت از جهان رفته است، قهراً بيعت امامي بر گردن او بود و او جز علي بن ابي طالب وصي رسول خدا کسي نيست.ص
در پايان يادآور مي شويم که اصولاً بر فرض صحت گفتار بخاري که علي پس از شش ماه بيعت کرد، خود حاکي از آن است که اين انتخاب، از نظر امام، انتخاب صحيحي نبود، زيرا امام هرگز از امر مشروع کناره گيري نمي کرد.
شگفتا اين همه مدارک تاريخي بر مظلوميت زهرا و شوهر عزيزش و ظلم هايي که بر آنها از طرف خلافت رخ داده ناديده مي گيرد و بر يک بيعت آن هم پس از شش ماه بسنده مي کنيد و از اين طريق بر همه رخدادهاي تلخ که پس از رحلت رسول خدا رخ داده سرپوش بگذاريد.
از اين بيان روشن مي شود که سؤالي را که تحت شماره 117از ابن حزم نقل کرده که مي گويد: از شيعه مي پرسم علي بعد از شش ماه با ابوبکر بيعت کرد، تأخير او در بيعت کار درستي بوده است يا نه؟... سؤالي است بر اساس يک پندار که خود ابن حزم و پيروان او قائلند که علي بيعت نموده است، در حالي که بيعت مطلقاً منتفي است، و اصولاً خليفه وقت بعد از شش ماه نيازي به بيعت علي نداشت زيرا زمام کارها را به دست گرفته بود و علي هم کسي نبود که به خاطر دختر پيامبر واجبي را ترک کند، آنچه هست همکاري براي ارشاد خلفا بود که لااقل اصل اسلام از ميان نرود.
و چنان که بعداً مي آيد، بر فرض بيعتي هم بوده، از روي اکراه و اضطرار بود و در نامه معاويه به علي به اين مطلب تصريح شده است.
جهانی
